تبليغاتX
دست نوشته های دختر باران


دست نوشته های دختر باران

سمفونی مرگ!

زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست

گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست

ورنه ...

خاموش است و...

خاموشی گناه ماست!

 

پ.ن۱:سلاااااااام من دوباره اووومدم! 

پ.ن۲:شعر بالا یه قسمت از منظومه آرش کمانگیره خیلی ازش خوشم اومد

پ.ن۳:این روزا همه چیز اجباری شده ! حتی رئیس جمهور!

پ.ن۴: به قول جیرجیرک:

حراست های دانشگاه بسیار مهربان اند

و ما آرزو می کنیم ای کاش انتخابات

هر یک سال یکبار برگزار میشد!!!

پ.ن۵:واسه این پست عکس گیر نیوردم!

+خط خطی شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت23:0توسط RainGirl | |